از مطالعهی کوتاه مقالات حضرتش ایدههایی به ذهنم
رسیده بود که از دیشب فکرم را مشغول کرده بود. وقتی داشتم ایدههایم را دقیق میکردم،
به سرم زد که بروم سرچ کنم و مطمئن شوم که خودشان این مسأله را بررسی نکرده باشند و
خب احتمالن میتوانید حدس بزنید که با چه چیزی رو به رو شدم.
این که فهمیدم یک
هفته بعد از مطالعهی سرسری سه چهارتا از مقالاتشان همان مسألهای به ذهنم رسیده
که به ذهن ایشان رسیده بوده، در نگاه اول میتواند خوشحال کننده باشد اما در نگاه
دوم میبینیم که این اتفاق خیلی بیشتر از لذتی که با خودش دارد، درد به جان آدم
میریزد. نه به این خاطر که دارم میسوزم که چرا این ایده را اول من مطرح نکردهام؛
نه.
محمدرضا در جایی جملهای از نیوتون نقل میکند، که
هنوز دردش را مثل پتکی که توی کمرم زده باشند حس میکنم:
"نیوتون در ۸۷
سالگی مرد. در ۸۶ سالگی به او گفتند: مهمترین دستاوردت چه بوده؟
گفت: شهرت خوبی دارم.
گفتند: یعنی قانون
گرانش دستاورد مهم تو نیست؟ گفت: من هم آن را کشف نمیکردم فرد دیگری کشف میکرد.
دنیا آبستن آن کشف بود."
من با این فضاها غریبه
نیستم. خیلی وقت
برچسب: هنوز کار داره ها,
نویسنده: پرنیا رادمنش
تاريخ: يکشنبه
7 آذر
1395 ساعت: 18:13